تبلیغات
دِل نِوِشـــتـﮧِ هــاے ِمَــــن
 
دِل نِوِشـــتـﮧِ هــاے ِمَــــن
diary of my dreams
درباره وبلاگ


این وب واسه حرفای منه
واسه اون حرفایی که دوست دارم شنیده بشه
واسه دلم
اینجا یه جای دوستیه یه دوستی ساده ، یه دوستی بی ریا
اینجا یه گذرگاهه که اگه خسته شدین میتونین توش استراحت کنین.
امیدوارم راضی باشین.
راستی ممنون میشم تو نظرسنجی وبم شرکت کنید!

***

ساقه شکستن ، قانون طوفان است.
تو نسیم باش و نوازش کن !

مدیر وبلاگ : فاطمه
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون درباره این وبلاگ چیه؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

دیوانه ای از کوچه مان رد شد...

اهسته پنهان شد کنار درب یک خانه

رفتم عقب از ترس بی فکری

ارام رفت راهش به بی راهه


دیوانه ای از کوچه مان رد شد...

نامش ندانستم صدا کردم : دیوانه

اهل دلم یک آن بر جاشد

دیوانه قلبم زود رسوا شد


دیوانه ای از کوچه مان رد شد...

بی مکث می خندید و سر خوش بود

نا گاه خندیدم به رفتارش

اما دلم رنجید و ساکت شد...


دیوانه ای از کوچه مان رد شد...

با خنده بود اما دلش تب داشت

ردشد, نماند , اما نگاهش ماند

بر درب دل, بر درب این درب این خانه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 11 آذر 1395
فاطمه

باز دارم من سخن اما نمی آید به لب

باز می گیرم قلم اما نمی بینم ورق

باز دنبال غزل یا یک قصیده می دوم

می روم تا مغز دل اما نمی یابم غزل



پ.ن: من به فردا خوشبینم!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 10 آذر 1395
فاطمه

عجب ترمی ترم اخر... بدتر از هر ترم... مخصوصا واسه ما الکترونیکیا... همش ازمایشگاه... حسابی خسته کنندس... اصلا نمیفهمم روزا چطور میگذرن... از 7 صب تا 7 شب دانشگاه... افتضاحه... اصلا وقت واسه گزارشکار و شبیه یازی های جورواجور ندارم. هر کی هم یه نرم افزار میگه... متلب پی اسپایس اچ اسپایس... پووف... واقعا مخم رد داده...

تازه سه تا ارائه دارم که هنوز هیچ غلطی نکردم ...دو تا انگلیسی یکی فارسی

خدا به خیر کنه...

از اول ترم دو ماه گذشته ما تو ازمایشگاه الک 3 یک مدار بهمون داده طراحی کنیم هنوز جواب درست د حسابی نگرفتیم و درگیریم...


واقعا نمیدونم مشکل از کجاست؟

ما شوتیم؟ استادا شوتن؟ دانشگاه شوته؟

شایدم همگی تو دوربین مخفی گیر کردیم...


چند روزه خبر منطقه ازاد شدن بندر امیر اباد بهشهر ترکونده...

شانس که نداشتیم... چهار سال بهشهر درس خوندیم هیچ خبری نبود حالا که داریم فارغ می شیم اینجا وضعش گل و بلبل شد...


بازم خداروشکر...

خدایا شکرت...

ته همه این روزها و ماجرا ها فقط یه خاطره س.باید از تک تک روزام لذت ببرم...روزایی که هیچوقت تکرار نمیشن.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 16 آبان 1395
فاطمه

شروع که می کنم سخن

از این میان و ان میان

همیشه جای یک کلام

کم و زیاد میشود


سپرده ام به دست دل

دگر ز منطقم نپرس

تمام حرف اخرم

خلاصه شد به حس تو


سپرده ام به روزگار

تمام راه عاشقی

همیشه انتهای راه

توکلی ست با یقین


صدای قلب بی قرار

شنیده ای به گوش جان؟

اگر کنم ادای ان

شکسته می شود قرار






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 14 آبان 1395
فاطمه
سلام...
سلام روزهای اخر شهریور...
سلام اخرین روزهای تابستون...
سلام ...
سلام روزای پر استرسم تا دفاع پروژه م...
سلام روزای خستگی پایانی


و من هنوز خوبم... خوبم که اینجا می نویسم و یادگار دارم واسه روزای اینده
خوشحالم که هنوز کسایی هستن که وبلاگ دارن و به وبلاگم سر می زنن...

فقط همینو خواستم بگم ... دیگه کار دارم باید برم 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 26 شهریور 1395
فاطمه
امسالم ماه رمضون داره زودی تموم میشه و من بیشتر از هر سال دیگه ای حسرت میخورم که چرا قدرشو ندونستم.
امسال نصف ماه رمضون با امتحانات پایان ترمم یکی شده بود... خداروشکر این ترمم تقریبا به خیر گذشت... فقط مونده یک ترم دیگه تا بشم مهندس برق!!!
کی اینقدر بزرگ شدم؟ یعنی دیگه وقتشه مسئولیتهای بزرگ به گردنم بیوفته؟
زندگیم داره از حالت روتین خارج میشه ... دیگه باید تصمیم های مهم بگیرم... برم سرکار ؟ ادامه تحصیل؟ چه رشته و تا چه مقطعی؟
اینکه باس خودم واسه خودم تصمیم بگیرم هنوز واسم سخته... هنوز احساس میکنم روحیات بچگونه درونم زندس...شاید مهمترین تغییری که این دوران 4 ساله دانشگاه کردم این بوده که کم تحمل تر و عصبی تر شدم!!! اینم از فواید رشته برق!!!
هنوز که هنوزه احساس برق گرفتگیم بیشتر از برق دانیمه !!! امیدوارم اینده م واسم روشن تر شه... اینده حرفه ای این روزا دغدغه اصلیمه...
قراره جشن فاغ التحصیلی مون مهرماه برگزار شه ... هنوز ثبت نام نکردم ... نمیدونم چرا انگیزشو ندارم... حس خوبی به پایان ها ندارم... گرچه همیشه عاشق پایان دادن بودم...
دلم واسه خیلی چیزا تنگ شده و میشه... 
این روزا که رخوت زندگیمو پر کرده بی صبرانه انتظار اینده ای روشن و شاد رو میکشم... کی میدونه بازی سرنوشت منو به کجا میبره ... فقط میتونم حس الانمو ثبت کنم که یادم بمونه چطور بودم...

از همه چی بگذریم ... تابستونه ... فصلی که همیشه دوسش داشتم... فصل فراغت... باید بهم خوش بگذره این تابستون 22 سالگیمه!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 11 تیر 1395
فاطمه
خیلی وقت بود اینجا پست نذاشتم...
فقط خواستم بگم ای وبگاه ، ای رفیق قدیمی ببخش که خاک گرفتیاااااا

دیگه ترم هشتم و بدجور داغونمااا یعنی له لهم...
الان این پست رو دارم تو سایت دانشگاه میذارم... حسابی اینجا شلوغه... ظهر شده و ....
این اخر هفته ازمون ارشد داریم... عجیب استرس ندارم....
بریم ببینیم اصن مجاز میشیم... وخاومت اوضاع در چه حده ...

مثلا اومدم سرچی درباره قطعات مربوط به پروژه م بکنم ... برم دیگه ساعت یک کلاس دارممممم....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 12 اردیبهشت 1395
فاطمه
الان که دارم پست میذارم درگیر نصب نرم افزار متلبم!!!(بدجور قاطی شده !!! فک کنم سی دی زهرا مشکل داشت!!! خدا بگم خفت نکنه زهرا!!!)
فردا جمعه است!!( عجب چیزی گفتم!! چشم بسته غیب گفتم!!)
پس فردا شنبه است!! ( وا حیرتا !!! راست میگی؟؟؟)
و من در روز شنبه مخابرات امتحان میانترم دارم و بسیار استرس می دارم.(کاملا مشخصه نه؟؟؟)
ولی جدی جدی داغونم ها !!! از دو هفته پیش ، هر هفته امتحان دارم ...
میانترم ماشین 2 ، میانترم الکترونیک 2 و شنبه هم میانترم مخابرات 
و در هفته های اینده نیز خواهیم داشت : میانترم کنترل ، میانترم اقتصاد 
و در ادامه امتحانات ازمایشگاه ها و پروژه ها رو خواهیم داشت و در تحفه العینی (عجب کلمه قصاری!!!) امتحانات پایان ترم فرا خواهند رسید...
خدا کنه این ترم همه درسارو پاس شم ... با این وضعیتی که دارم همینطوری 9 ترمه شدم ... زبونم لال اگه 10 ترم بشم واقعا روانی خواهم گشت!!!
صبر کنید ببینم متلب به کجا رسید...

پوووووووف... ( و خدا صبر دهد ما را) یعنی یکی ازط فانتزیام اینه که یک برنامه رو بدون دردسر نصب کنم و اون برنامه برنامه خوبی هم باشه...
بذار لب تاپ نو بخرم ... اونوقت همه برنامه ها رو اورجینال میخرم و روش نصب میکنم که اینجور گرفتار کرک و اکتیویشن کد و ... نباشم!!!

این لب تاپ که بنده خدا با من پیر شده از 86 دستمه و واقعا نوستالژی منه.... البته الان گوشیمم نوستالژی شده واسم  چهار ساله دستمه این گوشی!!!
( واقعا من تکنولوژی رو تا تهش استفاده میکنماااا!!!)
 یه رفرش مشت لازم دارم ... ایشالا سال 95 !!!
خب دیگه برم به کارام برسم... بعد چندین وقت ننوشتن ... بد نبود این پستم!

به امید نمره های خوب و فارغ التحصیلی همه دانشجو های سال اخری!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 5 آذر 1394
فاطمه
ماه رمضون امسالم گذشت...
چه زود...
امشب از اون شباست که دلم گرفته... 
به این فکر می کنم که چقدر زود داره همه چی میگذره...
احساس جا موندن میکنم...
اینکه تو مسیر زندگی منتظرم... منتظر یه معجزه...
یاد یه جمله افتادم...
waiting for you is like waiting for rain in the desert, hopeless and disapointing
دلم می خواد خیلی چیزا رو تغییر بدم...
شاید اینجا اون جایی نیست که انتظارشو داشتم...
داره دیر میشه...
الان 21 سالمه اما حس میکنم من هنوز تو 17 - 18 سالگیم موندم... 
توقفی بی جا و طولانی... ترافیک زندگیم تو سراشیبی عمرم  هلم میده به جلو و من خلاص کردم دنده ی زندگیمو ...

اینم شب عید فطر ما... عجیب دلم گرفته...

خداجونم مراقب دل های ما باش...

عید مبارک...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 27 تیر 1394
فاطمه
هر کجا هستم ، باشم،
آسمان مال من است.
پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین ، مال من است.
چه اهمیت دارد 
گاه اگر می رویند
قارچ های غربت؟






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 8 خرداد 1394
فاطمه


( کل صفحات : 34 )    1   2   3   4   5   6   7   ...