تبلیغات
دِل نِوِشـــتـﮧِ هــاے ِمَــــن - دانشگاه

شارژ ایرانسل

فال حافظ

 

یکشنبه 22 بهمن 1391

دانشگاه



دیروز دانشگاه جشن داشتیم به مناسبت جدا شدن علم و صنعت بهشهر از علم و صنعت ایران و تبدیل اون به یه دانشگاه مستقل با نام دانشگاه علم و فناوری مازندران...

خلاصه از بس دانشگاه تهدیدمون کرد( چندین بار پیامک داد که حضور شما در جشن الزامیست و باید نام نویسی کنید و اگه نیاید فلان میشه و فلان ...) قریب به یقین همه رفتیم جشن ...اما صندلی سالن کم بود... وای کلی صندلی گذاشتن ... خلاصه یک ساعت و نیم اول به خاطر کمبود مکان و صندلی اوردن و ... گذشت...بعدش قران و سرود ملی و یه مجری هم بود که کلا سخت می حرفید انگار مجبورش کرده بودن کلمات قلمبه سلنبه عربی رو تو حرفاش بکار ببره ...اسم هر مسئولی هم می برد کلی پسوند و پیشوند بهش میبست... جناب اقای دکتر فرهیخته عالم عالی مقام معزز و ... خو چقدر پاچه خواری؟؟؟حالمون بهم خورد دیگه....!!!! هر کی هم میومد میحرفید بعضیاشونم تریبون زده میشدن و به زور سیم بوکسول میاوردنشون پایین از پشت تریبون...!!!!!

خلاصه بعد 4-5 ساعت گفتن بفرمایید برید بیرون پذیرایی میشید... وای خدا ... چه صحنه ای... یه پسره با دهنش شیرینی با یه دست شیر کاکائو با دست دیگه میوه ... یکی دیگه سیب گاز میزد انقدر با ولع که حاضر بودی پول یه کیلو سیبو بذاری تو جیبش...!!!!حتی به بادکنک ها هم رحم نکردن ... اونم با خودشون اوردن... من و 2 تا از دوستامم با خجالت یه شیرینی مذاب شده تو کوره تجمع انسانی برداشتیم بخوریم که اونم اگه معده ام از گرسنگی به تکاپو نیافتاده بود برنمی داشتم...!!!

اومدیم تاکسی بگیریم .... هر تاکسی ای میومد پسرا جوری میپریدن دورش که اصلا چیزی از تاکسی معلوم نبود...!!!

دیدیم اگه بخوایم اینطور منتظر باشیم باید تا صب بمونیم ... خلاصه راه افتادیم پیاده جاده دانشگاهو تا جاده اصلی که حدود 5کیلومتره( شایدم 10 کیلومتر!!) پیاده بریم...هی میرفتیم... هی میرفتیم ... این رئیس روئسا و عالمای فرهیخته و ... هم با ماشین های مدل بالاشون گاز میدادن و میرفتن انگار نه انگار که الان داشتن واسه ما ( دانشجوی بدبخت) لفظ قلم می حرفیدن و واسمون کلاس میذاشتن که دانشجو فلانه  فلونه ... هی... نگفتن بذار این بدبختا رو تا سر جاده برسونیم... فقط یه زوج نگه داشتن واسمون که سوار شید تا سر جاده برسونیموتون که ماهم خجالت کشیدیم و گفتیم ممنون و اونم زیاد اصرار نکرد و رفت و ماهم که فکر میکردیم بیشتر راهو طی کردیم زیاد ناراحت نشدیمک که رد کردیم تعارفشونو ولی بعد فهمیدیم یک پنجم راهم تا اون موقع نرفته بودیم...!!!!

خلاصه وقتی رسیدم خونه اش و لاش بودم... حیف یادم رفت خودمو وزن کنم حدس میزنم دیروز حداقل 2 کیلو وزن کم کردم... !



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
How do you strengthen your Achilles tendon? جمعه 13 مرداد 1396 10:18 ق.ظ
Thanks for sharing your thoughts on دِل نِوِشـــتـﮧِ هــاے ِمَــــن - دانشگاه.
Regards
BHW سه شنبه 29 فروردین 1396 09:55 ق.ظ
What you published was actually very logical. However, what
about this? what if you were to create a awesome headline?
I mean, I don't wish to tell you how to run your blog, however what if
you added a post title that grabbed folk's attention? I mean دِل نِوِشـــتـﮧِ هــاے ِمَــــن - دانشگاه is a little vanilla.
You should look at Yahoo's home page and note how they write article
headlines to grab people to open the links. You might
add a video or a pic or two to grab readers interested
about what you've got to say. In my opinion, it would bring your blog a little livelier.
BHW دوشنبه 28 فروردین 1396 05:31 ب.ظ
Wow, this piece of writing is fastidious, my sister is analyzing
these kinds of things, thus I am going to convey her.
abnood پنجشنبه 26 بهمن 1391 02:23 ب.ظ
salam mojadad :P
mamnoon ke sar zaD .rastesh manam chand vaghte saram ba daneshgah va varzesh garme . hal va hosele web ro ziyad nadashtam in chand vaght .
alanam sar ye kal kal bachegone dobare shoro be up kardan web kardam :P
ye masale bachegone to 98ia baes shod dobare beram sar weblog :D
dar zemn ... shoma ro farhang pesaraye kelassa kar konid :D uni ma ke baraxe . khanoma zoreshon bishtare :P
rasT che reshtei ghabol shoD ?
khob dg . felan ...
فاطمه پاسخ داد:
سلام...
خواهش...
که اینطور...
مهندسی برق الکترونیک
مریم... پنجشنبه 26 بهمن 1391 12:42 ق.ظ
Loading… ████▒▒ 10%
Loading… ████▒▒ 20%
Loading… ████▒▒ 30%
Loading… ████▒▒ 40%
Loading… ████▒▒ 50%
Loading… ████▒▒ 60%
Loading… ████▒▒ 70%
Loading… ████▒▒ 80%
Loading… ████▒▒ 90%
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
UPДм


سلام ... روز عشق رو بهتون تبریک میگم انشااله هرجا هستین شاد باشین

منتظرتون هستم....قراره بعد از این آپ لینک تکونی بکنم...زود بیا و تا میتونی گل هدیه کن جبران میکنم

یاعلی
فاطمه پاسخ داد:
سلام...
ممنون عزیزم...
چشم...
ABNOOD چهارشنبه 25 بهمن 1391 02:28 ب.ظ
salam :P
omidvaram in chand vaght ke nabodam faramosh nashode basham :D zaheran bad jor web tahte tasir jav daneshgah gharar gerefte . ghalebam avaz shode :D
shodam mese inai ke bad az 10 sal miyan tehran . migan aaaa cheghad avaz shode :D
rastesh webamo kolan res kardam . archiv haye 3sal va khordeim pak shod :( vali arzeshesho dasht . age dos dari ye sar bezan ... khosh hal misham ...
dar zemn namarda hameye alam va adam midonan ke to daneshgah zor dokhtara bishtara . makhsosan termaye aval . akhe mazlom namai dar in had !!!
khob dg felan ,,,
فاطمه پاسخ داد:
سلام...
فراموش نشدی... اینجا هم حال و هوای منو داره... قبلا کنکوری بودم و جوش کنکوری ... و اینک دانشجو و اینجا هم دانشگاهی شده ...!!!
حتما سر میزنم...
باور نمیکنی پسرای کلاس ما معنای first lady رو first my self برداشت میکنن؟؟؟ کجا مظلوم نمایی ؟؟؟ باور کن...
هوای خونه سه شنبه 24 بهمن 1391 08:25 ق.ظ
سلام


ضمیر مصلحت اندیش هر چه پیش آید
به تجربت بزند بر محک دانایی
اگر چه رای تو در کارها بلند بود
بود بلندتر از رای هر کسی رایی


فاطمه پاسخ داد:
سلام...
ممنون از این شعر زیبا...
حسین دوشنبه 23 بهمن 1391 11:45 ب.ظ
سلام فاطمه خانومی حالت خوبه؟
.......
راستش دگ روم نمیشد بیام وبت...
ببخش دگ....خیلی خیلی شرمنده...
.......
حالا یه بارم ما همچین جشنی داشتیم مدرسه راهنمایی.....
ولی نمیدونم به چه مناسبتی بود!
البته منهای این پیاده رفتناش!!

ای نامردا!.....یکی بهشون بگه حداقل همچین گاز نده!!!...منم تجربه کرده ام این صحنه رو!.....درک میکنم!!!
فاطمه پاسخ داد:
سلامممم...
وای چرا روت نشه؟؟؟
خواهش...
هی چی بگم که شرح واقعه بس غم انگیز است... !!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر